در قرون وسطي البته طرق مختلف تصوف در اسپانيا و صقليه
وجود داشت و اثري عظيم نيز از خود بر روي عرفان يهودي و مسيحي به جا گذاشت
، ليكن اين طرق مانند ديگر جوانب اسلام از قرن 16 م از بين رفت و وجود تصوف
در آلباني و ساير بلاد بالكان نيز رابطهاي با اروپاي غربي نداشت . آشنايي
با ادبيات صوفيانه در اروپاي غربي از قرن 18 م آغاز شد و در قرن 19 م گسترش
يافت و تا به امروز به بسط دايرة نفوذ خود ادامه ميدهد . ولي گسترش طرق
تصوف در غرب اروپا از دهة اول اين قرن و گرويدن گروهي معدود ، ولي صاحب نظر
و متنفذ از اروپاييان به طريقة شاذليه آغاز ميشود و به تدريج طرق ديگر
مانند چشتيه و سپس قادريه و نقشبنديه و در دهههاي اخير برخي طرق ايراني
مانند طريقة نعمت اللهي در خاك اروپاي غربي ريشه ميدوانند . گفتني است كه
مكتب تفكر سنتي كه با نام رنه گنون ـ كه پايان عمر خود را در قاهره با نام
اسلاميش عبدالواحد يحيي سپري كرد و در همانجا مدفون شد ـ عجين است ، ريشهاش
در تعاليم شاذلي است و بزرگترين مدافعان اسلام سنتي در غرب مانند فريدهوف
شووان و تيتوس بوركهارت و مارتين لينگز متعلق به همين شاخة معنوي هستند .
در ساليان اخير گرويدن گروهي معتنابه از نويسندگان و متفكران و هنرمندان
اروپايي به اسلام از طرق تصوف همچنان ادامه دارد و تفكر صوفيانه ـ مخصوصاً
آنچه از بركت وجود ابن عربي و مولانا جلال الدين بلخي رومي سرچشمه ميگيرد
ـ به صورت روز افزون ترجمه شده ، و مورد توجه است . در طي چند سال اخير
شمار ترجمه و تحليلهاي عرفان ابن عربي و مكتب او مخصوصاً در فرانسه حيرت
آور بوده است ، و در همين حال در انگلستان انجمن ابن عربي تاسيس شده است كه
علاوه بر چاپ مجلهاي كه به افكار اين عارف بزرگ اختصاص دارد ، كنفرانسهاي
سالانه نيز پيرامون افكار و آثار او در اروپا و آمريكا منعقد ميسازد .
توجه به آثار هنري صوفيانه نيز باب مهمي را براي آشنايي با معارف اسلامي و
خود دين اسلام ميگشايد . علاوه بر شعر كه از عربي و فارسي به صورت روز
افزون به زبانهاي اروپايي ترجمه ميشود ـ به نحوي كه در 1997 م آثار منظوم
مولانا بيش از هر شاعر ديگر حتي شكسپير در آمريكا فروش رفته است ـ توجه
زيادي به موسيقي عرفاني ايراني و عربي و تركي و هندي وجود دارد و حتي سماع
مولويه مقامي والا در محافل هنري غرب به دست آورده است و همة اين تراوشهاي
ذوقي و هنري ارتباطي مستقيم با اسلام دارد و يكي از بهترين وسيلههاي شناخت
اسلام است و اين امر همان قدر در مورد آمريكا صدق ميكند كه در مورد اروپا
.