ابن عربي ، محيي الدين محمد بن علي طائي اندلسي ، معروف
به شيخ اكبر ـ كه وارث تمام مواجيد و اذواق صوفيه در شرق و غرب دنياي
اسلامي ، تفسيرگر اسرار و لطايف منقول از متقدمان و متأخران عارفان عالم
اسلام ، و موجد طريقه اي تازه در تقرير حقايق تصوف بر مبناي نوعي التقاط
بين معرفت كشفي و معرفت بحثي بود ـ با طرح مجدد مسأله ولايت و خاتميت ، طرح
مجدد مسأله وحدت وجود در وسيع ترين مفهوم ، و طرح مسأله وجود انسان كامل و
شماري مسائل ديگر تصوف را از صورت علم تصوف كه ابوالقاسم جنيد اساس آن را
تمهيد كرده بود ، به صورت يك جهان بيني عرفاني كه آن را فلسفه تصوف يا حكمت
صوفيه ميتوان خواند ، درآورد و حتي براي آن طرز تعبير و زبان خاصي به
وجود آورد آكنده از لطايف تلميحات مأخوذ از قرآن و حديث و مبتني بر زبده
معارف موروث اسلامي كه در زمان او در شرق و غرب دنياي اسلامي به طور علني
يا سرّي در بين متكلمان و پيروان اخوان الصفا و بعضي طالبان حكمت تعليم يا
تقرير ميشد و ايجاد تركيب منسجم و به هم پيوستهاي از آنها به نوعي نبوغ
تخيلي و تطبيقي محتاج بود كه او آن را به نحوي تقريباً كامل عرضه كرد.
نزديك به 400 اثر بزرگ و كوچك به ابن عربي (560 ـ 638 ق ) نسبت داده شده ،
كه لااقل نيمي از آن موجود است و مجموع آنها مصالح بنايي است كه او براي
ابداع حكمت صوفيه اسلامي به كار برده و علاوه بر نثر ، شامل شعر و ديوانهاي
منظوم هم هست .
توفيق ابن عربي در آن است كه جهان بيني عرفاني جامع و شامل وي ـ كه از حيث
تنظيم مواد و تدوين مسائل يادآور رسائل اخوان الصفا، احياء العلوم غزالي و
مجموعه حكمه الاشراق سهروردي مقتول است ـ در تمام تاريخ تصوف اسلامي بي
همانند ماند. جهانبيني او بدان گونه كه در كتاب عمده او الفتوحات المكيه و
فصوص الحكم تقرير يافت، به قدري عمق و تنوع و اصالت داشت كه تا قرنها بعد
از او فهم درست حقايق و اسرار اهل تصوف منحصر به مطالعه شرحهايي بود كه بر
اين دو كتاب ، خاصه بر فصوص او نوشته شده بود . اين دو كتاب ، يا شرحها و
احياناً تلخيصهايي كه از آنها نشر شد ، تقريباً همه عرصه فرهنگ اسلام را از
روم و شام تا هند ، و از فارس و عراق تا ماوراءالنهر تسخير كرد و هنوز در
تصرف دارد.
فتوحات مكيه كه در تقرير مسائل ويژه تصوف از حيث وسعت يادآور كتاب شفاي ابن
سينا در مسائل حكمت است، دائره المعارف بزرگ تصوف و عرفان اسلامي به شمار
ميآيد و البته تاثيرات مختلف در پيدايش مجموع آن آشكار است . به علاوه بجز
مآخذ غيراسلامي و آراء حكما و متكلمان نه فقط شامل مذاهب مختلف اسلامي ،
حتي قرامطه و اسماعيليه هم هست، بلكه تأثير بعضي مبادي شيعه هم در آن قابل
رديابي است.
فتوحات بزرگ ترين تأليف ابن عربي است و مي توان ادعا كرد كه وي در آن
تقريباً تمام آنچه را در نوشته هاي ديگر خود آورده ، بازانديشي و بازنويسي
كرده است . آسين پالاسيوس محقق اسپانيايي كه در باب احوال و آثار او
تحقيقات پردامنهاي دارد، اين كتاب را به منزله انجيل تصوف تلقي كرده ، و
تحليل آن را به سبب اشتمالش بر مطالب متنوع متعدد امري متعذر يافته است.
اما فصوص الحكم كه خود ابن عربي خلاصه اي مستقل و شامل لب فصوص از آن با
عنوان نقش الفصوص تأليف كرده است و شاگرد دست پرورده اش صدرالدين قونوي ( د
672 ق ) هم تلخيص گونهاي تفسيري با عنوان فك الفصوص در تقرير اجزاء مباحث
آن پرداخته است ، از معدود كتابهاي صوفيه است كه به عنوان كتاب درسي در
حوزههاي علم رسمي معمول شده است و براي رفع مواضع مشكل آن شرحهاي متعدد
نوشته اند . كثرت اين شروح تازگي مطالب ، تازگي طرز تقرير و پيچيدگي لطايف
آن را ـ كه غموض آن تا حدي از جانب مؤلف عمدي به نظر مي رسد ـ قابل تصور مي
سازد .
تأثير عظيم آراء ابن عربي در آثار كساني كه بعد از او به تأليف كتابهايي در
تصوف و عرفان دست زدهاند، قابل ملاحظه است . فخرالدين عراقي صاحب رساله
لمعات ، محمد شيرين مغربي تبريزي در اشعار و رسائل ، و شيخ محمود شبستري در
منظومه گلشن راز از اينگونه اند . تأثير افكار ابن عربي در سعدالدين حموي ،
صائن الدين تركه اصفهاني، تاج الدين حسين خوارزمي ، سيد علي همداني و
عبدالرحمان جامي و شيخ محمد لاهيجي شارح گلشن راز هم قابل ملاحظه است .
آراء و عقايدي تا اين حد تازه ، اصيل و پرمايه اگر اعتراضات منتقدان را هم
به شدت برانگيزد ، البته غرابت ندارد. از اين رو ، كساني هم كه بر آراء خاص
ابن عربي انتقاد كردهاند، بسيارند . از قديم ترين آنها نقدهاي تندي است كه
شيخ علاءالدوله سمناني بر قول او در مسأله اطلاق وجود و نظريه وحدت وجود وي
نموده ، و در كتاب العروه لاهل الخلوه والجلوه به تصريح يا كنايه به شدت از
او انتقاد كرده است. مكاتبه معروف عبدالرزاق كاشاني با شيخ علاءالدوله در
اين باب معروف است. هرچند علاءالدوله بعدها در ملفوظات چهل مجلس ، از تكفير
و تخطئه ابن عربي خودداري كرده است ، باز محققان اختلاف نظر ، و در واقع
مناقشه بين آنها را لفظي و بيشتر مؤدي به نظريه واحد تلقي كرده اند.
يك قول ابن عربي كه آن نيز عقايد مخالف و موافق را برانگيخت و به نقد
مخالفان از آراء وي منجر شد ، نظريه او در باب ايمان فرعون در فرجام حال
اوست كه از لوازم جهان بيني او هم هست. اين قول كه با اعتقاد شايع نزد اهل
تفسير غرابت و تفاوت داشت، سالها بعد به ضرورت احوال مورد بحث و نقد اهل
نظر واقع شد و علامه جلال الدين محمد دواني ( د 918 ق ) در تأييد آن رساله
اي به نام ايمان فرعون تأليف كرد كه اعتقاد ابن عربي را خالي از اشكال نشان
مي داد ، اما چندي بعد يك تن از علماي حنفي ساكن مكه ، موسوم به علي ابن
سلطان محمد قاري هروي كتابي با نام فر العون من مدعي ايمان فرعون نوشت و
قول دواني وابن عربي را دراين مساله رد كرد.
ابن تيميه فقيه و محدث حنبلي معروف ( د 728 ق ) هم در نقد و رد آراء ابن
عربي اهتمام بسيار كرد . وي طي رساله اي كه آن را حقيقه مذهب الاتحاديين
نام نهاد ، قول او را وحدت وجود خواند ، مخالف اسلام شمرد ، و عقايد پيروان
او امثال صدرالدين قونوي و عفيف الدين تلمساني ( د 690 ق ) را كفر تلقي كرد
و حتي قول آنها را بيشتر از آنچه ديگران گفته بودند ، در خور انتقاد يافت.
با اينهمه ، آثار ابن عربي همچنان تا عصر جامي و بعد از آن در آثار صوفيه
بين موافق و مخالف مورد بحث واقع بود و نقدها واعتراضهايي كه بر آن شد ، در
مقابل استقبالي كه از آن آراء به عمل آمد، اهميت قابل ملاحظه اي نيافت .
ابن عربي در مجموع آثار و مخصوصاً در فتوحات مكيه و فصوص الحكم اصطلاحات
جالب و احياناً بي سابقه يا كم سابقه اي به كار برد كه براي درك آنها
مقايسه و مطابقه با ساير آثارش غالباً ضرورت دارد . با اينهمه ، رساله
مختصر خود او در شرح اصطلاحات واقع در فتوحات كه با عنوان « اصطلاحات
الصوفيه » در ذيل تعريفات جرجاني چاپ شده است و همچنين «اصطلاحات الصوفيه
» عبدالرزاق كاشاني كه درهامش شرح منازل السايرين او به طبع رسيده است ، مي
توانند در اين باره در فهم درست اشارات ابن عربي كمكي مؤثر باشند .
اشعار ابن عربي هم كه شامل ترجمان الاشواق و ديوان و قطعه هاي مندرج در
فتوحات و ساير آثار اوست ، متضمن لطايف بسيار است و بعضي از آنها تغزلي صرف
است ، مثل ترجمان الاشواق كه وي بعدها به حكم ضرورت و با تعسف و تكلف بسيار
آنها را از طريق تأويل به معاني عرفاني برگردانده است و اين نيز از مواردي
است كه شعر صوفيه را مثل عقايد و اعمال آنها با نقد و اعتراض مخالفان مواجه
كرده است . تأثير ابن عربي به محيط شرق و عرفان اسلامي محدود نماند و در
محيط مسيحي غرب هم ظاهر شد . از جمله رامون لول حكيم و متكلم اسپانيايي در
بعضي اقوال ، و نيز دانته شاعر ايتاليايي در طرح كمدي الهي خويش از آن
متأثر بودند .
http://icro.ir/?m=403&c=239&t=3